محمد مهدى ملايرى

11

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ركنى از اركان نظام ديوانى كشور بودند و در آيين كشوردارى ايران جايى شايسته داشتند ، و چون از فرهنگ و دانشى برتر از مردم عادى برخوردار بودند و به عقل و تدبير شناخته مىشدند ، در هردو دوره ، هم كارگشاى مردم بوده‌اند و هم مشاور فرمان‌روايان و حاكمان « 1 » . در دوران اسلامى دهقانان هم مانند ديگر مردم ايران به‌تدريج به اسلام گرويدند . نخستين گروه يا افرادى كه در تاريخ نامى از اسلام آنان آمده چند تن از دهقانان استان‌هاى غربى سواد ( - عراق ) بوده‌اند كه در سال 16 هجرى پس از جنگ جلولا مسلمان شدند . در سال 20 هجرى هم كه خليفه عمر ديوان عطا تأسيس كرد و براى مسلمانان مستمرى ساليانه برقرار ساخت ، نام چند تن از دهقانان ايرانى هم ضمن آن‌ها كه در ديوان عطا ثبت شده‌اند آمده است « 2 » . ولى از جريان امور ديوانى و ديگر رويدادهاى اين دوران برنمىآيد كه اين امر در وظايف ديوانى يا در وضع اجتماعى يا در روش و رفتار آنان - چنان كه عرف و عادتشان اقتضا داشته - تغييرى ايجاد كرده باشد . از ويژگىهاى اجتماعى اين طبقه نوع لباس و كلاه و كمر و نوع مركوب و ديگر خصوصياتى بوده كه در اين دوران هم آن‌ها را با همين خصوصيات مىتوان ديد . در فرمان امام على بن ابى طالب ( ع ) در دوران خلافت خود به كارگزار استان‌ها

--> ( 1 ) - جهشيارى نوشته وقتى عبيد اللّه المحارق ( اين نام در مروج الذهب عبيد بن ابى المحارق است ) از سوى حجاج به كارگزارى فلّوجه‌ها منصوب شد و به آن‌جا وارد گرديد ، نخستين چيزى كه پرسيد اين بود كه آيا در آن‌جا دهقانى هست كه بتوان از راى او در كارها مدد گرفت . او را به جميل بصبهرى دهقان آن‌جا رهنمون شدند . جهشيارى مقدارى از راهنمايىهاى جميل را به عبيد نيز نقل كرده است ( الوزراء و الكتاب ، ص 40 ) . در تاريخ سيستان هم در وصف عبد العزيز بن عبد اللّه ، كه از سوى عامل عبد اللّه بن زبير بر عراق والى سيستان شده بود ، آمده كه او مردى عالم بود و اهل علم را دوست داشتى . پس روزى رستم بن مهر هربزد المجوسى پيش او اندر شد و بنشست و متكلم سيستان او بوده بود ، گفت دهاقين را سخنان حكمت باشد ، ما را از آن چيزى بگوى . . . و سپس سخنانى در پند و اندرز از او نقل شده . تاريخ سيستان به تصحيح ملك الشعراء بهار ، تهران 1314 شمسى ص 106 . ( 2 ) - بلاذرى ، فتوح ، ص 332 .